يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
139
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
پنج ماه ديگر كار سلطنت سبب ضبط قديم بر قانون قاعده متمشّى مىشد - آخر كار رخنهء عظيم پيدا آمد - بندگان فيروز شاهي كه موازنهء يك لك دربنهء « 1 » دهلي و فيروزآباد ساكن و متوطن « 2 » بودند به سبب مخالفت ملك سماء الدين و ملك كمال الدين از شاهزاده روى تافته با سلطان مرحوم پيوستند - و جنگ و خصومت پيدا آوردند - چون شاهزاده را ازين حال خبر شد ملك ظهير الدين لوهرى را به بندگان « 3 » كه در ميدان نزول جمع شده بودند فرستاد - بندگان مذكور به زخم خشت و سنگ ملك ظهير الدين مذكور را مجروح كرده از « 4 » جمع خويش بيرون كشيدند - به هيچ سبيلى باصلاح « 5 » راضي نگشتند - ملك ظهير الدين همچنان مجروح بر شاهزاده رفت - شاهزاده مستعد « 6 » بود با جمعيت تمام سوار و پياده و پيل در ميدان « 7 » آمد - بندگان مذكور مقابل شدند - چون لشكر و پيلان زور آوردند « 8 » بندگان مذكور در كوشك سلطان مرحوم درآمدند و پناه جستند - برين نمط تا دو روز جنگ ميان يكديكر قايم بود - سيوم روز نيز شاهزاده مستعد شده پيش دربار « 9 » آمد - بندگان مذكور سلطان مذكور را از درون بيرون آوردند - چون لشكر و پيلبانان همه پروردهء سلطان مرحوم « 10 » بودند بيكبارگي از جانب شاهزاده روى تافته بر سلطان مرحوم پيوستند - شاهزاده ميدان مقامت تنگ ديد روى بهزيمت نهاد - و با جمعي مختصر طرف كوه سرمور رفته - بندگان مذكور خانهء او را و خانهاى مختصّان او را غارت كردند - آن روز ميان شهر رستخيزى عظيم آمد - خلق چون قرار گرفت
--> ( 1 ) فيرزشاهي كه دهلي and I در تنه دهلي M . ( 2 ) M . omits متوطن ( 3 ) M . بر بندگان ( 4 ) M . omits از ( 5 ) B . بر اصلاح ( 6 ) B . مستعد شده بود ( 7 ) در اميلان نزول آمد and B . در مندان نزول آمد M . ( 8 ) B . زور آوردند و پناه جستند برين نمط ( 9 ) M . پيش بازآمد ( 10 ) M . omits مرحرم